مكتب عشق

چهل حدیث حضرت زهرا (س)

سه شنبه 29 فروردین 1391

1- موقعیت اهل بیت در نزد خدا :
خدایى را حمد و سپاس گویید كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمین است به سوى او وسیله مى جوید و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و حجّت غیبى و وارث پیامبرانش هستیم.

2- حرمت مست كننده ها :
پیامبر خدا (ص) به من فرمود : اى دوستِ پدر! هر مست كننده اى حرام است و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترین زنان كیستند؟
حضرت در وصف این كه بهترین چیز براى زنان چیست ، فرموده اند : این كه زنان، مردان را نبینند و مردان هم زنان را نبینند.

4- نتیجه عبادت خالص :
هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد ، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوى او پایین فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خلیفه :
حضرت زهرا (س) خطاب به خلیفه اوّل و دوّم فرمود :
آیا اگر حدیثى را از پیامبر خدا (ص) نقل كنم به آن عمل خواهید كرد ؟ گفتند: آرى
فرمودند : شما را به خدا آیا نشنیده اید كه پیامبر (ص) فرموده اند :
خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است ، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین نموده است ؟
گفتند : آرى ، چنین حدیثى را از پیامبر خدا (ص) شنیده ایم.
فرمود : من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گیرم كه شما دو نفر مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید و چون پیامبر (ص) را ملاقات نمایم حتماً از شما به او شكایت خواهم نمود.

6- بدترین امّت :
بدترین امّت من كسانى هستند كه :
از انواع نعمتها تغذیه مى كنند و خوراكى هاى رنگارنگ مى خورند و لباسهاى گوناگون مى پوشند و هر چه بخواهند مى گویند.

7- نزدیكترین اوقات زن به خدا :
پیامبر اكرم (ص) از اصحابش پرسید : زن چیست؟ گفتند: زن ناموس است.
فرمود : زن چه موقع به خدایش نزدیكتر است ؟ اصحاب نتوانستند جواب گویند.
چون این سخن به گوش فاطمه (س) رسید ، فرمود :
نزدیكترین اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج خانه خود باشد.
پس از این جواب ، پیامبر اكرم (ص) فرمود : حقّا كه فاطمه پاره تن من است.

8- نتیجه صلوات بر زهرا (س) :
رسول خدا (ص) به من گفت: اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات فرستد ، خداوند او را بیامرزد و به من ، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.

9- على (ع)، رهبر و پیشوا :
پیامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه من سرپرست اویم ، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه :
پیامبر اكرم (ص) همراه با مرد نابینایى به خانه فاطمه (س) آمد ، بلافاصله فاطمه (س)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا (ص) فرمود : چرا خود را پوشاندى با این كه او تو را نمى بیند ؟
فاطمه (س) فرمود : اى پیامبر خدا! اگر او مرا نمى بیند ، من كه او را مى بینم و او بوى مرا حس مى كند!
پیامبر اكرم فرمود : گواهى مى دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع :
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ، فرمود : اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى:
قرآن را ختم كنى، و پیامبران را شفیعت گردانى و مؤمنین را از خود راضى كنى و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
این را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد ، صبر كردم تا نمازش تمام شد ، گفتم : یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم!
آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود و چون براى مؤمنین استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد و چون بگویى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضایت شوهر :
پیامبر اكرم (ص) فرمود : واى به حال زنى كه شوهرش را خشمگین سازد و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقیق :
كسى كه انگشتر عقیق به دست كند ، همیشه خیر مى بیند.

14- على (ع) ، بهترین داور :
گروهى از فرشتگان درباره چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند ، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند ، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب (علیه السلام) را برگزیدند.

15- زنان دوزخى :
پیامبر اكرم (ص) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخیان در شب معراج) فرمود :
دخترم ! امّا زنى كه به مویش آویخته شده بود ، كسى بود كه مویش را از مردان نمى پوشانید ، و آن كه به زبانش آویزان بود، زنى بود كه شوهرش را آزار مى داد ... و آن كه سرش سرِ خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخنچین و دروغگو بود و آن كه صورتش به شكل سگ بود ، زنى بود كه آواز مى خواند و نوحه سرایى مى كرد و حسد مى ورزید.

16- شرایط روزه دار :
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضایش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نیست.

17- داناترین و نخستین مسلمان :
رسول خدا (ص) به من فرمودند : شوهر تو در دانش ، داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى ، برترین مردم است.

18- كمك به ذرارى پیامبر :
پیامبر اكرم (ص) فرمود : هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد ، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شیعیان :
پیامبر خدا (ص) به على (علیه السلام) نگریست و فرمود : این شخص و پیروانش در بهشت اند.

20- شیعه على در قیامت :
پیامبر خدا (ص) به على (علیه السلام) فرمود : اى اباالحسن ! آگاه باش كه تو و پیروانت در بهشت هستید.

21- قرآن و عترت در آخرین سخن پیامبر :
از پدرم رسول خدا (ص) در هنگام مرضى كه به سبب آن از دنیا رفت  و در حالى كه خانه مملوّ از اصحاب بود ـ شنیدم كه فرمود : اى مردم ! نزدیك است كه به آسانى از میان شما رخت بربندم ، و به تحقیق سخنى كه عذر را بر شما تمام كند پیش فرستادم.
بدانید كه من در میان شما ، كتاب پروردگارم و عترتم ، اهل بیتم را بر جاى مى گذارم.
آن گاه دست على را گرفت و فرمود : این على با قرآن است و قرآن با على است ، از هم جدا نمى شوند تا هر دو در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. من در قیامت از شما از آنچه درباره این دو پس از من انجام دهید ، خواهم پرسید.

22- شستن دستها :
رسول خدا (ص) فرمود : سرزنش نكند جز خود را ، كسى كه شب كند ، در حالى كه دستش چرب و بدبو باشد.

23- نتیجه گشاده رویى :
گشاده رویى در چهره مؤمن براى صاحبش، بهشت را سبب مى شود.

24- رنج خانه دارى :
اى رسول خدا ! دو دستم از سنگ آسیا پینه بسته ، یك بار آرد مى كنم و یك بار خمیر مى سازم.

25- زیان بخل :
پیامبر اكرم (ص) فرمود : از بخل ورزیدن بپرهیز ، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگوار نیست.
از بخل بپرهیز ، زیرا كه آن درختى است در آتش دوزخ كه شاخه هایش در دنیاست ، هر كه به شاخه اى از شاخه هایش درآویزد ، داخل جهنّمش گردانَد.

26- نتیجه سخاوت :
پیامبر اكرم (ص) به من گفت : بر تو باد سخاوت ورزیدن ، زیرا كه سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخه هایش به زمین آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیرد ، او را به سوى بهشت مى كشاند.

27- نتیجه سلام و تحیّت بر رسول خدا و دخترش زهرا :
پدرم در زمان حیاتش به من فرمود : هر كه بر من و تو تا سه روز تحیّت و سلام بفرستد ، بهشت بر او واجب گردد.

28- خنده اسرار آمیز :
هنگامى كه رسول خدا(ص) مریض شد ، دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن گفت.
فاطمه (س) گریه كرد ، مجدّداً رسول خدا با او نجوا كرد ، فاطمه (س) خندید.
عایشه گوید : در این باره از حضرت زهرا (س) پرسیدم ، فرمود : چون پیامبر (ص) مرگش را به من خبر داد ، گریستم ، پس از گریه ام به من خبر داد كه نخستین كسى كه او را ملاقات كند من هستم ، در نتیجه خندیدم.

29- پیامبر ، پدر فرزندان زهرا :
فاطمه (س) از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود :
همانا خداوند عَزَّ وَ جَلَّ ذرّیّه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذرّیّه به او منسوب مى شوند ، مگر فرزندان فاطمه (س) كه من سرپرست و خویشاوند آنها هستم. [و به من منسوب مى شوند]

30- خوشبخت واقعى :
فاطمه (س) از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده كه فرمود : این جبرئیل (علیه السلام) است كه مرا خبر مى دهد :
همانا خوشبخت ، تمام خوشبخت و خوشبخت واقعى ، كسى است كه على را ، در زندگى ام و پس از مرگم ، دوست داشته باشد.

31- پیامبر در جمع اهل بیت :
بر رسول خدا (ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود : بنشین، در این وقت حسن (علیه السلام) آمد ، فرمود : نزد مادرت بنشین ، بعداً حسین (علیه السلام) آمد. فرمود : با اینها بنشین. پس على (علیه السلام) آمد. فرمود : تو نیز با اینان بنشین ، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت. فرمود : خدایا ! اینها از منند و من از اینهایم ، خدایا ! از اینان راضى باش ، همان طور كه من از اینها راضى ام.

32- دعاى پیامبر در وقت ورود و خروج از مسجد :
فاطمه (س) فرموده است :
پیامبر اكرم (ص) چون داخل مسجد مى شد مى فرمود : «به نام خدا ، خدایا بر محمّد درود فرست و گناهانم را بیامرز و درهاى رحمتت را برایم باز كن!» و چون خارج مى شد مى فرمود : «به نام خدا ، خدایا بر محمّد درود بفرست و گناهانم را بیامرز و درهاى بخششت را برایم باز كن!»

33- سحر خیزى :
رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم ، مرا با پایش تكان داد و فرمود :
دخترم ! برخیز شاهد رزق و روزى پروردگارت باش و از غافلان مباش ، زیرا كه خداوند روزى هاى مردم را بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسیم مى كند.

34- مریض در پناه خدا :
فاطمه(س) فرموده است : پیامبر اكرم(ص) فرمود :
چون بنده خدا بیمار گردد ، خداوند به فرشتگانش وحى مى كند : قلم تكلیف را از بنده ام ـ تا وقتى كه در عهد و پیمان من است ـ بردارید ، زیرا خودم او را بازداشت نموده تا جانش را بگیرم یا آزادش گذارم. پدرم مى فرمود : خداوند به فرشتگانش وحى فرستاد كه براى بنده بیمارم پاداش كارهایى را كه در وقت سلامتش انجام مى داد ، بنویسید.

35- نرمخویى در مقابل دیگران و احترام به زنان :
پیامبر اكرم (ص) فرموده است : بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

36- پاداش آزادى بردگان :
پیامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه بنده مؤمنى را آزاد كند ، به اِزاى هر عضوى از آن بنده ، عضوى از او از آتش جهنّم آزاد گردد.

37- زمان استجابت دعا :
رسول خدا(ص) فرمود : در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند، و آن وقتى است كه نیمه خورشید به سوى مغرب نزدیك گردد.

38- سستى در نماز  :

از پدرم رسول خدا(ص)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارى مى كنند، پرسیدم.
آن حضرت فرمودند :
هر زن و مردى كه در امر نماز ، سستى و سهل انگارى داشته باشد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى گرداند :
1ـ خداوند ، بركت را از عمرش مى گیرد.
2ـ خداوند ، بركت را از رزق و روزى اش مى گیرد.
3ـ خداوند ، سیماى صالحین را از چهره اش محو مى كند.
4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند.
5ـ دعایش مستجاب نخواهد شد.
6ـ برایش بهره اى از دعاى صالحین نخواهد بود.
7ـ ذلیل خواهد مُرد.
8ـ گرسنه جان خواهد داد.
9ـ تشنه كام خواهد مرد ، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنیا آبش دهند ، تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
10ـ خداوند ، فرشته اى را برمى گزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد.
11ـ قبرش را تنگ گرداند.
12ـ قبرش تاریك باشد.
13ـ خداوند فرشته اى را برمى گزیند تا او را به صورتش به زمین كشد ، در حالى كه خلایق به او بنگرند.
14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گیرد.
15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكیزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.

39- شكست ظالم :
فاطمه (س) فرمود: پیامبر اكرم (ص) فرموده است : دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن كه خداوند آن دو را به حال خود واگذارد و باكى نداشته باشد كه كدام یك پیروز گردد. و دو سپاه ستمگر به هم نرسند ، مگر آن كه هزیمت و شكست از آنِ سپاه ظالم تر باشد.

40- بخشى از خطبه زهرا (س) :
حضرت زهرا (س) در آن سخنرانى معروفش در مسجد فرمود :
خداوند ایمان را براى تطهیر شما از شرك قرار داد و نماز را براى پاك شدن شما از تكبّر و زكات را براى پاك كردن جان و افزونى رزقتان و روزه را براى تثبیت اخلاص و حجّ را براى قوّت بخشیدن دین و عدل را براى پیراستن دلها و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملّت و امامت ما را براى در امان ماندن از تفرقه و جهاد را براى عزّت اسلام و صبر را براى كمك در استحقاق مزد و امر به معروف را براى مصلحت و منافع همگانى و نیكى كردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات و قصاص را وسیله حفظ خونها و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت قرار گرفتن و به اندازه دادن ترازو و پیمانه را براى تغییر خوى كم فروشى و نهى از شرابخوارى را براى پاكیزگى از پلیدى و دورى از تهمت را براى محفوظ ماندن از لعنت و ترك سرقت را براى الزام به پاكدامنى و شرك را حرام كرد براى اخلاص به پروردگارى او ، بنابراین ، از خدا آن گونه كه شایسته است بترسید و نمیرید ، مگر آن كه مسلمان باشید و خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید ، زیرا كه :
«از بندگانش ، فقط آگاهان، از خدا مى ترسند.» (سوره فاطر آیه 28)


توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره)

شنبه 23 مهر 1390

نوع مطلب :مذهبی، 

نماز دعا در قنوت نماز قرآن
نماز شب توسل به ائمه أطهار(ع) توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
دعا برای فرج امام زمان(ع) دل هیچ کس را نرنجانید! رفع ناراحتی های روحی
حق الناس اوراد و اذکار معمول رفتن به مساجد
زیارت برادران مومن رفع گرفتاری حدیث عنوان بصری
دعای کمیل و زیارت جامعه حضور قلب توصیه به توبه و استغفار
برآورده شدن حاجت عرضه خودبه امیرالمؤمنین دعای یا من احتجب...
تقویت حافظه مدد از روح بزرگان کلید سعادت دنیا و آخرت


 

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد.

نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

دعا در قنوت نماز

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »

قرآن

آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله  طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »

نماز شب

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »

توسل به ائمه أطهار(ع)

آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »

توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)

محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.

دعا برای فرج امام زمان(ع)

از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.

دل هیچ کس را نرنجانید!

دیگر آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا نهی کرده. الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!
تا توانی دلی بدست آور *** دل شکستن هنر نمی باشد

رفع ناراحتی های روحی

آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند: « لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله هوالسمیع العلیم: هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. »

حق الناس

آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.

آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.»

اوراد و اذکار معمول

بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار.

رفتن به مساجد

زیارت مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب است!

زیارت برادران مومن

زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند.

رفع گرفتاری

علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:

« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »

حدیث عنوان بصری

آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »

دعای کمیل و زیارت جامعه

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »

حضور قلب

حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:

قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر   ***   وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »

توصیه به توبه و استغفار

برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم.
پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.

« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. »

برآورده شدن حاجت

« مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »

عرضه خود به امیرالمؤمنین

حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »

دعای "یا من احتجب..."

« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.

این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. »

تقویت حافظه

آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.

مدد از روح بزرگان

« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. »

عمل به دانسته ها

برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.

کلید سعادت دنیا و آخرت

سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!

و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »

مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.


فضائل صلوات

چهارشنبه 30 شهریور 1390

شیخ کلینی (رحمة الله علیه) به سند معتبر روایت کرده که حضرت امام محمد باقر یا امام صادق (ع) فرمودند:هیچ میزانی سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست وقتی میزان اعمال انسان سبک باشد و در آن صلوات گذارند کفه پائین می رود و سنگین می شود.


 


از حضرت رسول ص مرویست که فرمود:من روز قیامت نزد میزانم پس هر که گناهانش بسیار باشد که کفه ی سیئاتش سنگین باشد ، صلواتی را که برای من فرستاده بیاورم تا کفه ی حسناتش سنگین شود.


 


شیخ صدوق از حضرت امام رضا (ع) نقل کرده که فرمود: هر که قدرت نداشته باشد بر چیزی که گناهانش را برطرف کند پس بسار صلوات بر محمد و آل محمد بفرسد که آن، گناهان را خراب و ویران می کند.


 


از دعوات راوندی نقل است که حضرت رسول (ص) فرمود که هر کس هر روز سه مرتبه و در هر شب سه مرتبه از روی حب و شوق بر من صلوت بفرستد بر خداوند سزاوار است که گناهان او را در آن شب و روز بیامرزد.


 


و نیز از آن حضرت مرویست که هر کس بر من صلوات بفرستد پیوسته ملائکه برای او استغفار می کنند


 


شیخ کلینی از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرمود : هرگاه نام پیامبر برده شود پس بر او صلوات بسیار بفرستید.زیرا هر کس بر پیامبر صلوات بفرستد خداوند هزار صلوات بر او فرستد و فرشتگان و مخلوقات الهی بر او صلوات فرستند 


 


روایت شده که هر که بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید:(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ) نمیرد تا امام قائم (ارواحنافدا) را درک نماید..


(منازل الاخرة نوشته ی حاج شیخ عباس قمی)


مزاحم آرایش حلال دختران نشوید/ ازکسانی که به خاطر من کتک خوردند معذرت می خواهم

پنجشنبه 27 مرداد 1390

نوع مطلب :فرهنگی، 

حجت الاسلام قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که امشب در تلویزیون پخش می‌شود درباره آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی که اسلام آن را حلال دانسته سخنرانی کرده است.

به گزارش جهان به نقل از برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که امشب از سوی صدا و سیما پخش می‌شود درباره "حقوق خانواده در اسلام" ، "محبت و اعتماد" ، "مقدار مهریه" ، "اداره و سرپرستی خانواده توسط مردان" ، "حکومت مردان در خانواده" ، "توجه اسلام به آرایش و آراستگی" و ... سخن گفته است که یکی از آنها آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی است که اسلام آن را حلال دانسته اما برخی از والدین با عقاید نادرست خود با این قبیل کارهای حلال مخالفت می‌کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید قسمتهایی از این سخنرانی است.

آرایش دختران
آرایش زن چیست؟ زن ذاتاً دوست دارد آرایش كند. و این جزء ذات زن است. متأسفانه بعضی از این حاج‌خانم‌های پیرزن در خانه تا می‌بیند دخترش آرایش می‌كند، یا عروسش، (خنده حضار) یك تعبیرات زشتی می‌كند. خانم! تو پیری؟

خجالت نمی‌كشند، طوری نیست خجالت نكشند. مگر می‌خواهد بیرون برود خودش را نشان جوان‌ها بدهد. خودش را آرایش می‌كند. ما زن داریم دو لیتر گریه می‌كند برای امام حسین(ع). اما اگر بفهمد پسرش با عروسش یك بستنی خورده كودتا می‌كند. (خنده حضار) روضه هفتگی، ختم انعام، ختم قرآن، همه‌ی دعاها و نمی‌دانم «امن یجیب» مهرش، جانمازش اندازه‌ یك بقچه‌ی حمام است. اما اگر بفهمد كه این مثلاً با عروسش رفته فرض كنید حالا بگردند، دری وری می‌گوید. زن نژادش این است.

شما یاد بگیرید از امیرالمؤمنین(ع)، با غلامش رفتند پیراهن بخرند، پیراهن قشنگ را داد به غلامش، گفت: آقا من قنبر غلام هستم. فرمود: مگر جوان نیستی؟ خوب جوان دوست دارد شیك بپوشد. سر به سر بچه‌ها نگذارید. در آرایش حلال، وقتی به آرایش حلال گیر دادی، آنها سمت آرایش حرام می‌روند. خیلی از گیرهایی كه می‌دهند اینها ضررش به خودشان برمی‌گردد.

بعضی از جوان‌ها تا حالا چند مورد آمدند، به من گفتند: حاج آقای قرائتی من به خاطر شما یك سیلی خوردم. گفتم: چرا؟ گفته: من می‌خواستم آن كانال فوتبال ببینم، پدرم گفت: آن كانال قرائتی را ببینیم. من هی زدم فوتبال، او هی زد قرائتی! آخرش یك سیلی به من زد. من از همه‌ اینهایی كه از پدرشان یا پدر بزرگشان كتك خوردند، معذرت می‌خواهم.

(خنده حضار) آخر این قرائتی تحمیلی درست نیست. اسلام گفته آزادی، حتی اگر آمدی پشت سر این آقا نماز خواندی، ركعت دوم آزادی! قصد فرادی كن برو. اصلاً نماز مغرب را خواندی، نماز عشا را آزاد هستی، رها كن برو. اسلام به ما آزادی داده است. اگر ما به حلالها قناعت كنیم، همه‌ی مردم مسلمان میشوند. گیر اینكه بعضیها اسلام به آنها سنگین است، در همین نماز جمعه دیروز، نماز جمعه گذشته رفتیم، به ما گفتند: بین دو نماز صحبت كن. گفتم: سخنرانی بین دو نماز گروگان گیری است. گفت: فرار می‌كنند. گفتم: خوب فرار كنند. مگر میخواهی مردم را اسیر كنی؟ كم حرف بزن، خوب حرف بزنی فرار نمی‌كنند، حالا فرار هم كردند، كردند.

توجه به دستورات دین، نه سلیقه‌های شخصی
ما مثل بت پرست‌ها در بعضی كارها هستیم. بت پرست‌ها با دست خودشان یك بت می‌تراشیدند، راستش گریه می‌كردند. قرآن می‌گوید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ» (صافات/95) با دست خودت سنگ تراشیدی حالا راستش گریه می‌كنی؟ ماهم با دست خودمان آداب و رسوم را درست كردیم، خودمان در آداب و رسوم خودمان ماندیم.

آرایش یك ارزش است. دختر و پسرها در آرایش حلال نباید مزاحم داشته باشند. مثل اینكه یك كسی شوهرش مرده اسلام گفته چهار ماه و ده روز فاصله بگیرد. بعد از چهار ماه و ده روز، قرآن آیه دارد می‌گوید: اگر خانم خواست عقد كند، كسی حق ندارد جلوی او را بگیرد. آیه‌ قرآن است. متن قرآن است. زن بیوه! خواهند گفت عجب زن بی‌حیایی بود. چه زود شوهر كرد. تو كه می‌گویی: فلان زن بی‌حیا است، قطعاً غیبت كردی و گناه كبیره كردی. تو گناه كبیره كردی كه گفتی فلانی بی‌حیا است. اما او ثواب كرد. این خانم به هوای... نه خواهند گفت: این به شوهر اولش وفادار نیست. چه كسی گفت: معنای وفا یعنی عقد نكن؟ چه كسی گفت: عقد نكن.

زنان بیوه یك چیز غلطی در سرشان است. می‌گوید: من می‌خواهم وفادار باشم. چون می‌خواهد وفادار باشد، ازدواج نمی‌كند. اصلاً قاطی كرده والله نمی‌دانم قاطی كرده، اینها جزء دین نیست. جزء لغت نیست. جزء قرآن نیست. بالاخره حالا من 50 سال است دیگر آخوند هستم. 15 سالگی آخوند شدم. حالا 65 سالم است. بعد از 50 سال آخوندی، 32 سال برای شما حرف می‌زنم.

وفا این نیست كه انسان ازدواج نكند. تقوا این نیست كه انسان برای شوهرش آرایش نكند. به خانم می‌گوییم: آخر این چه قیافه‌ای است؟

یك مردی در كوچه می‌دوید. گفتند: كجا می‌دوی؟ گفت: می‌روم خانه زنم از عروسی می‌آید، چون تا از عروسی می‌آید، لباس‌های خوبش را كنار می‌گذارد و آشغالهایش را خواهد پوشید. من می‌خواهم یك لحظه‌ای كه لباسش را می‌كند، من هم یك نگاهی به این لباس بكنم. خوب این چه، كجایش مثلاً چرا چنین است؟ كه مرد باید بدود، آرزو، آه بكشد كه یكبار هم... هرچه آرایش دارید «وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن» (نور/31)‏ آرایش مخصوص زن است. بیرون خانه آرایش نباشد.

حدیث داریم پیغمبر برای خانم‌هایش آرایش می‌كرد. پولی كه پیغمبر برای عطر می‌داد بیش از پولی بود كه برای غذا می‌داد. زن و شوهر باید چطور باشد؟ قرآن می‌گوید: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره/187).


حرمت ماه در حضور خادمش شکست بی تفاوتی ناجا در پشت صحنه یک سریال ماه رمضان

پنجشنبه 27 مرداد 1390

نوع مطلب :اجتمایی، 


به گزارش جهان وبلاگ "یادمان باشد" که در بخش لینک های ارسالی از سوی خوانندگان برای ما ارسال شده، نوشته است: چند روز پیش به دلایلی رفته بودم سر لوکیشن سریال رمضانی سیما. همون سریالی که به اسم "روح" معروف شده و بازیگر نقش اولش هم امیر حسین نام داره . 

خلاصه طبق معمول این جریانات که عوامل هیچ ربطی به محتوا ندارند یعنی موضوع فیلم میتونه کاملا مذهبی باشه و حتی ممکنه در مورد یک مرجع یا عالم دینی و یا حتی یک معصوم باشه ولی ظاهر و رفتار و نحوه تعاملات عوامل دست اندر کار (البته نه همه ! اما تعداد قابل توجهی) میتونن شبیه فیلم های عشقی هالیوودی باشن. مهم نیست در مورد یک شخصت دینی داری بازی میکنی یا یک قاتل و یا حتی یک مادر یا پدر مظلوم و ...

مهم اینه که در بخش تولید ما افرادی مشغول هستند (مجددا عرض میکنم همه نه اما تعداد قابل توجه) که هیچ سنخیتی با موضوعات پیش پا افتاده فرهنگی و حتی رفتاری ندارن!

نداشتن حجاب خدارو شکر! به جلوی دوربین هم رسیده و دیگه محدود به پشت دوربین نیست . صدا کردن اسم کوچیک خانم و آقا هم که کلا موضوع قابل بحثی نیست چون اگر بگی خانم فلانی، کل عوامل و حتی تماشاچی ها فکر میکنن داری متنتو میخونی و تمرین میکنی!

بگذریم ... غرض از نوشتن این سیاهه موضوع دیگری بود که شاید هفت هشت ماهی در گیر اون بودم و اون موضوع "نـــاجـــا" هست. خط قرمزی که نمیشه خیلی بهش پرداخت چون با یه ماشین با کلاس مدل ۲۰۱۰ میان دنبالت و به جرم اقدام بر علیه امنیت ملی، خدشه دار کردن چهره خدوم پلیس، جلو رفتن از خطوط چند رنگ و ...

اما اصل مطلب ، اشکالی که من بر اساس شواهد عینی و حتی صحبت های مختلفی که با مردم انجام دادم به ناجا وارد میدونم؛ عدم رعایت برخی موارد در خود ناجا لطمه جبران ناپذیری به قانون / رفتار اجتماعی شهروندان و حتی نحوه انجام افعال خلاف مختلف میشه.

براتون مثال میزنم، یک روز که از صبح باید تا عصر در خیابان های مختلف اینور آنور میرفتم تصمیم به گرفتن آمار پلیس های موتور سواری کردم که کلاه ایمنی بر سر نداشته و یا به عقب موتور خود (نزدیک چراغ گردان) آویزان کرده اند . به جرات میتونم بگم بیش از دهها نفر موتورسوار راهنمایی رانندگی ، پلیس ۱۱۰ / پلیس کلانتری / پاسبخش پلیس دیپلماتیک و ..... مشاهده شد که بدون کلاه مشغول تردد در شهر هستند.

و البته کلیه این ترددها جلوی چشم مردم و در حضور پلیسهایی بود که به موتور سواران مختلف تذکرات ایمنی بخش و ارشادی در خصوص استفاده از کلاه میدادن!

باقی جریان قابل حدسه ... وقتی در ناجا قانون هست، ابلاغ میشه، بعضا برخورد هم میشه اما در کل اجرا نمیشه از مردم نمیشه توقع داشت که رعایت کنند و پلیس رو هم مقتدر در اجرای قانون بدونن. اقتدار فقط پلیس سیاه پوش نیروی ضربت و ماشین شیشه دودی نیست.

بگذریم از این موضوع فرهنگی خاص.

برگردیم به لوکیشن آن سریال ... آنچه من را به فکر فرو برد و همه آمار و اطلاعات ناجا را در چشمم بی اعتبار کرد این بود که در حضور ماموران ناجا در ماه رمضان، عده ی قابل توجهی که پشت دوربین از مردم تجمع کرده بودند برخی بازیگران و عوامل سیگار و پیپ میکشیدند و ... و این برای پرسنل ناجا اصلا موضوع قابل توجهی نبود. چرا که جو حضور در یک فیلم و کنار یک بازیگر آنچنان آنها را به خود مشغول کرده بود که عکس یادگاری گرفتن مهم تر از توجه به حیثیت ناجا و رفتار اجتماعی آن بود.







آیا این به عدم جدیت در اجرای قانون / توجه به اصول شرعی خدشه به پیکره ی زحمت کش ناجا در ذهن مردم نیست؟

اصلا میگیم مملکت سکولار! مردم هم بی دین! آیا پلیس نسبت به آموزشهایی که دیده اینقدر بی تفاوت باید باشد؟

البته فکر نکنید من فقط این موضوع را کشف کردم ها !! بلکه بنده به خاطر حدود ۶-۷ نفری که همه داشتند را جع به این موضوع حرف میزدند آزرده خاطر شده و این مطلب را نوشتم که آری مردم دیدند که پلیس بود! و در ماه رمضان آن هم در سریال اختصاصی همین ماه حرمت ماه شکسته و پلیس هم عکس یادگاری گرفت!

نمیدونم تاکی باید با رفتار های اینچنینی بهانه بدیم دست رسانه های بیگانه و مردم رو از هوشمندی و اقتدار پلیس در همه عرصه های فرهنگی ناامید کنیم! (برای نمونه شما رو ارجاع میدم به جمع کردن ماهواره با راپل و انعکاس اون در رسانه ها آن هم با این عنوان! "آیا حریم خصوصی مردم و مشاهده زن و بچه مردم (حتی ناخواسته) در هنگام راپل از پنجره مغایر با اصول دینی مردم ایران نیست؟)

حض1ور پلیس در برخی موقعیتها نه تنها بازدارنده نیست بلکه به چهره پلیس هم خدشه وارد کرده و اجر آن گروه عظیم از خادمین ملت در ناجا را ضایع می کند.


میلاد مبارک...

سه شنبه 25 مرداد 1390

سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست. 

     

به عشق بالهای خاکی کبوترهای بقیع

میلاد غریب مدینه حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را به تمامی شیعیان تبریک عرض

 می‌نماییم.


پنج کیلومتر تا ...؟؟؟

دوشنبه 17 مرداد 1390

             

این روزها ذهنم مشغول دنیای دیگری شده؛ شک کرده ام به هرچه تاکنون شنیده ام از مرگ و جدایی روح از بدن. تازگیها با عالمی آشنا شده ام که ممکن است روزی قبل از مرگ تجربه اش کنم. اما خیالم راحت است که لااقل آنجا همه چیز خوب است و بروفق مراد. فقط باید شانس بیاوری و جسدت در یک جای خوش آب و هوا رها شده باشد. باید شانس بیاوری و زمینی که میزبان جسمت شده از آن باغبانی باشد که دختر جوان در حال مرگ داشته باشد. اگر همه چیز خوب پیش برود میتوانی دور از چشم مردم و پلیس و گشت ارشاد بایک دختر جوان گپ بزنی و خوش بگذرانی. فقط حیف که نمیشود چیزی بخوری وگرنه کافی شاپ و رستوران هم، جای خوبی برای خوش و بش است. حتما تا به حال متوجه شده اید که از کجا اینقدر خیالم راحت شده از عالم بعد از مرگ. بله. همه از تاثیرات مثبت سریال "پنج کیلومتر تا بهشت" است که توصیه میکنم حتی به قیمت ضایع شدن نمازجماعت و عبادات مرسوم ماه مبارک رمضان آن را از دست ندهید، آن وقت است که با خیال راحت به استقبال مرگ میروید.

سریال "پنج کیلومتر تا بهشت" اگرچه سریالی زمان و هزینه بر برای دست اندرکاران آن بوده و مطمئنا با اهدافی در راستای توجه مخاطبان سیما به عالم بعد از مرگ یا شاید قبل از مرگ و یادآوری اعمال گذشته و تشویق آنها به توبه‌ی هرچه زودتر بوده است؛ اما متاسفانه برای جذب مخاطب از وسیله ای استفاده کرده که درخور و شایسته ی سریالی مناسبتی، آن هم در ماه مبارک رمضان نیست. در این سریال امیرحسین، جوانی که در اثر ضربه به سرش موقتا روح از بدنش جدا شده با دختر جوانی روبه رو میشود و ارتباط بین این دو اگرچه مثلا در دنیایی دیگر است اما طبق روال گذشته ی سریالهای تلویزیونی به عادی سازی روابط بین دختر و پسر کمک کرده است، هرچند دخترک ماجرا اصلا حال و هوای عالم بعد از مرگ را نشان نمیدهد و مانند همه‌ی دخترخانمهای جلف سریالها پسرک را مسخره میکند، قهقهه سرمیدهد و تازه نکته ی مثبت ماجرا اینکه با حاضر شدن سرکلاسهای پزشکی و تاریخ به معلومات خود می‌افزاید. به هرحال، مطلب روشن و واضح این است که اگر در این داستان امیرحسین با یک مرد آشنا میشد لطمه ای به داستان نمیخورد اما شاید از نظر نویسنده و یا کارگردان جذابیت نامشروع سریال از دست میرفت. امیدواریم روزی برسد که نویسندگان و فیلمسازان به جای استفاده از روشهای نامعقول برای جلب بیننده به تلاش برای ارزشی‌تر  شدن سریالها بپردازند.



سخنان پیامبر اکرم(ص)..

دوشنبه 10 مرداد 1390

پیامبر در جمع پیروانش خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:


«اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى آورده است ؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،

شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .

ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .

نَفَس‌هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در آن ، مورد اجابت است .

پس با نیّت‌هاى راست و دل‌هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ، توفیقتان دهد ؛

چرا که بدبخت ، کسى است که در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .

با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید ؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید ؛ به بزرگان خود احترام ، و بر کوچک‌هایتان ترحّم ، و به بستگانتان نیکى کنید ؛
زبانتان را نگه دارید ؛ چشم‌هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ، بپوشانید ؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست ، فرو بندید ؛ به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند ؛

از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید ؛ در هنگام نمازها ، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید ، که آن هنگام (وقت نماز) ، برترینِ ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند ، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند ، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند ، اجابتشان مى‌کند .

اى مردم! جان‌هاى شما در گرو کارهاى شماست ، پس با طلب آمرزش‌، آنها را آزاد سازید ؛
و پشت‌هاى شما از بار گناهانتان سنگین است ، پس با طول دادن سجده‌هاى خود ، آنها را سبک کنید ،
 و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود ،سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى‌کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى ایستند ،آنان را با آتش ، هراسان نمى سازد .

اى مردم ! هر که از شما در این ماه ، روزه‌دارى را افطار دهد ، پاداشش او براى آن عمل نزد خدا ، همچون آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست» .

پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک دانه خرما ؛ خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک جرعه آب .

اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه ، نیکو سازد ، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود ، در آن روز که گام‌ها بر صراط مى‌لغزد ؛

و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد ، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت ؛

 و هر کس در این ماه ، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد ،خداوند در روز دیدارش ، غضب خویش را از او باز خواهد داشت ؛ و هر که در این ماه ، یتیمى را گرامى بدارد ، در روز دیدار ، خداوند ، گرامى اش خواهد داشت ؛

و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند ، در روز دیدار ، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد ، خداوند در روز دیدار ، رحمتش را از او قطع خواهد نمود ؛

و هر کس در آن ، نماز مستحبّى بخواند ، براى او دورى از آتش ، نوشته مى‌شود ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند، پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه‌هاى دیگر ، ادا کرده است ؛

و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد ، خداوند در روزى که وزنه اعمال ، سبک مى شود ، وزنه اعمال او را بیفزاید ؛ و هر کس در آن ، آیه اى از قرآن تلاوت کند ، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر ، ختم قرآن کرده است .


اى مردم! در این ماه ، درهاى بهشت ، بازند . پس از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد ؛

و درهاى دوزخ ، بسته‌اند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید ؛ و شیطان ها در بندند .

پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد» .

من( امیرالمومنین علیه‌السلام )  برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟

فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است» . سپس گریست .

گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : «اى على! بر این مى‌گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت رنگین مى شود» .

گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟

فرمود : «دینت ، سالم است» .

سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ، مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .

خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .

اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم

فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد ،
تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش»



ماه مبارک رمضان

دوشنبه 10 مرداد 1390

نوع مطلب :متن ازاد، 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمت الله...

پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان را بر تمامی عاشقان الله و عابدان و زاهدان و امت حزب الله

تبریک عرض میکنیم... تبریک بخاطر اینکه مومن در این ماه پر فضیلت شاد میشود...

ان شالله که همگی بتوانیم حق روزه و روزه داری را آن طور که شایسته ی خداوند متعال

و این ماه عزیز است را ادا کنیم.بر اساس روایات و احادیث روزه داری تنها روزه داری

شکم نیست.

روزه ی واقعی روزه ایست که چشم ، گوش ، دل ، زبان و همه ی اعضا و جوارح بدن روزه باشد.

و چه خوب است که بتوانیم این روزه داری را در تمام ایام سال حفظ کنیم. یعنی

گوشمان همواره در روزه باشد و از شنیدن صداهای حرام دور باشد. چشم و زبانمان 

همیشه روزه باشند. در این جامعه ی پر از فساد سر به زیر داشتن و حفظ نگاه ارزش بسیاری

دارد... زبان همواره روزه باشد یعنی سکوت پیشه و رفتارمان شود. حضرت علی (ع) میفرمایند

زبان جرمش(وزن) کم و جرمش(گناه) آن زیاد است.. در احادیث و روایات از فضیلت سکوت

بسیار سخن به میان آمده از جمله اینکه باعث آرامش عقل میشود. باعث عزت و وقار میشود.

باعث روشن شدن چراغ عقل و حکمت میشود. باعث امنیت و آرامش میشود... از گناه های

زبان میتوان به دروغ ، تهمت ، غیبت ، فحاشی ، بردن آبروی بندگان خدا ، شکستن دل ،

افشای اسرار ، و..... اشاره کرد که هر کدام از آنها گناه هایی بس سنگین است...

ان شاالله که این روزه داری تمام اعضا و جوارح مخصوصا چشم ، دامان و زبان را همیشه

 داشته باشیم که پیامبر اکرم (ص) بهشت را برای کسی که زبان و دامنش را حفظ کند

 تضمین کرده اند.

***************************

از همه ی دوستان و روزه داران  عزیز التماس دعا داریم.. در هنگام افطار ، نماز صبح ،

نماز شب  و عبادات شبانه ی خود ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید..

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ.... از یمن دعای شب و ورد سحری بود...

اللهم عجل لولیک الفرج


دختر خانم چادری فاجعه است !!

دوشنبه 10 مرداد 1390

نوع مطلب :مذهبی، 

دختر خانم چادری که جلوی موهایش را مثل یک تاج خروس بیرون میآورد واقعا فاجعه است !

دختر خانم چادری ای که صدای قهقهه اش تا ده تا خانه آنطرف تر می رود فاجعه است !

دختر خانم چادری که تمام اقوام و خویشانش برایش محرم محسوب می شوند فاجعه است !

دختر خانم چادری که با صورت آرایش کرده از خانه بیرون میرود واقعا فاجعه است !

دختر خانم چادری ای که توی عروسی ها می رقصه واقعا فاجعه است !

دختر خانم چادری ای که حاضره شب عروسی اش لباس نیمه عریان بپوشد فاجعه است !

دختر خانم چادری ای که توی دانشگاه با پسرای همکلاسی اش بگو و بخند داره فاجعه است ! 

دختر خانم چادری ای که حیا نمی کند که توی تاکسی کنار یک پسره واقعا فاجعه است

 اینها فاجعه اند 

اما

دختر خانم چادری که وقتی یک دختر بد حجاب را می بیند و از او روی می گرداند نه تنها فاجعه است بلکه یک بحران شدید و خطر ناک است !!

براستی ما چادری ها تا حالا چه قدر توانستیم روی بد حجاب ها اثر مثبت بگذاریم

و نه تنها دید آنها را به پوشش عوض کنیم بلکه آنها را به چادر متمایل کنیم ؟

اگر کسی از ما بتواند یک دختر بد حجاب را با حجاب کند به معنای واقعی یک جهاد کرده است .

آیا تنها خود محجبه باشیم کافیست و دیگر تکلیفی  نداریم ؟؟؟!!!

براستـــی چه بایــــــد کـــــــــــرد؟؟


دختر خانمها ...

سه شنبه 4 مرداد 1390

یافتن همسری مناسب و مطلوب، هم برای دختر خانم‌ها و هم برای آقا پسرها، نه تنها یک خواسته‌ی جدی و دغدغه‌ی ذهنی است، بلکه حتی به یک معضل جدی که اغلب لاینحل نیز به نظر می‌رسد مبدل شده است.

دختر خانمها خوب دقت کنید:

 

1- اولین نکته به دستورالعمل پیشگیری از ابتلاء به انواع صفات، اخلاق و رفتارهای موقعیت کش یا به تعبیر دیگر «خواستگار کش» در عصر و جامعه‌ی ما اختصاص دارد. در یک جمله «اگر نمی‌توانید از فیلم و سریال ایرانی الگو نگیرید، اصلاً به تماشای آنها ننشینید». چرا که آن چه به تصویر می‌کشند و القاء می‌کنند، فقط با اوهام ذهن، شرایط خانوادگی و اهداف خودشان منطبق است و هیچ تناسبی با فرهنگ و جامعه‌ی ما ندارد.

 

2- سعی نکنید با انواع آرایش و پوشیدن لباس‌های نیمه، مانند مانتوهای نازک، تنگ و کوتاهی که همه‌ی هیکل شما را در یک نگاه قابل رؤیت (دید زدن) می‌کند، خود را زیبا و جذاب نشان دهید. چرا که ذات مردانه چنین است که اگر خودش مردی مؤمن، باوقار، با حیاء و با غیرت باشد، از شما و رفتارتان متنفر می‌شود و اگر خودش اهل ... باشد نیز، در عین کام‌گیری رایگان و لذت سهل، شما را دختری «جلف»، «خلاف» و قابل دسترس می‌داند و نه قابل ازدواج.

 

3- به هیچ وجه در میهمانی‌های مختلط، پارتی‌ها، تورهای متداول و ...، به دنبال خواستگاری مطلوب که بتواند همسر ایده‌آل شما باشد نگردید و با رفتارهایی چون: گرم گرفتن، خندیدن، خودمانی بودن، دست و روبوسی با نامحرم، خدایی نکرده رقصیدن و ...، سعی نکنید خود را مهربان و خون‌گرم، اجتماعی، با نشاط، مدرن و ... نشان دهید، چون پسرهایی که در این مراسم شرکت می‌کنند، به هیچ یک از دختران شرکت کننده، به چشم یک دختر خوب و همسر ایده‌آل نگاه نمی‌کنند، بلکه شما را طعمه‌ای راحت الوصول فرض می‌کنند که اطوارهایی را جهت انجام تشریفات و مقدمات صید شدن انجام می‌دهد.

 

4- به هنگام آشنایی با یک سوژه، تمامی فیلم‌ها و سریال‌هایی که تاکنون دیده‌اید را فراموش کنید. این کار سبب می‌گردد که رفتارهای زننده‌ی القایی، مانند: گردن کلفتی، گستاخی، بد دهنی، حاضر جوابی بی‌ادبانه و رک بگویم «دریدگی» را پیشه نکنید و ذات و طبیعت خودتان را که سراسر لطافت و حیاء است بروز دهید. پسرهای خوب و مطلوب، همسر و آن هم همسری گردن کلفت، غد، فحاش و بداخلاق نمی‌خواهند، بلکه به دنبال همسری لطیف، مهربان، همراه و به دل نشین هستند.

 

5- بر عکس روش‌های متداول و آموزه‌های فیلم‌ها و سریال‌ها، به دنبال دوست پسر بازی و انتخاب همسر از این راه نروید. اولین حدس و داوری غالب پسرانی که با شما دوست می‌شوند راجع به شما این است که: «خدا می‌داند قبل از من با چند نفر دوست بوده است؟ پس، اساساً این کاره است و به غیر از این که دوست دختری باشد و زمینه را برای تفریحات و لذت‌های ما فراهم کند، به هیچ درد و مصرف دیگری نمی‌خورد.»

 

6- سعی نکنید که با قرار‌های مکرر در پارک، سینما، کافی‌شاپ ... و گفتمان بر اساس آن چه در فیلم‌ها و سریال‌ها نمایش داده می‌شود نشان دهید که دختری فهمیده، آزاد، مستقل و با اراده‌ای هستید. پسرها [به رغم سوء استفاده و بهره‌وری خود] با دیدن این رفتارها نتیجه می‌گیرند که شما دختری رها، بی‌پدر و مادر، سرخود، جلف، سبک عقل و قابل اغفال هستید و البته اغلب شما را خطرناک نیز قلمداد می‌کنند، لذا سعی دارند در اولین فرصت بهره‌ای برده و سریعاً دور شوند تا مبادا مصیبت‌هایتان دامنگیرشان شود.

 

7- به هیچ وجه سعی نکنید مانند کارآکترهای دختر و زن در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، خود را مرد کاملی نشان دهید که با شجاعت، جسارت و توان تمام به همه‌ی عرصه‌های مردانه ورود پیدا می‌کند و به تنهایی همه‌ی وظایف مردانه را انجام می‌دهد. دختری که به جای مرد فکر می‌کند، راه معاش را می‌یابد، طرح می‌ریزد، مدیریت سیستم می‌کند، برنامه‌‌ی اقتصادی تدوین می‌کند، بار مسئولیت‌های مردانه را به دوش می‌کشد و می‌خواهد در تمامی موارد امر کند و مورد اطاعت قرار گیرد. دقت کنید که او (همسر مطلوب) به دنبال یک زن است و مرد نمی‌خواهد.

 

8- اگر احیاناً [خدایی ناکرده نامزدی دارید]، از خریدن هدایای گران‌قیمت، نمایش خودروی لوکس باباجان و دایی‌جان، شاغل نشان دادن خود با حقوق و مزایای کافی، امکانات پدر برای اهدای خانه و کارخانه به داماد سرخانه، بی‌نیازی نسبت به شغل و درآمد مرد، بی‌تفاوتی در مقابل تحصیلات یا شخصیت اجتماعی او و ... جداً پرهیز کنید،‌ چرا که پسر ایده‌آل و با منش با دیدن این نمایش‌ها شما را همتای خود نمی‌بیند و قدم جلو نمی‌گذارد و پسر نامطلوب نیز به طمع می‌افتد و جهت اخذ امتیازات نشان داده شده دام گسترانیده و فریب می‌دهد.

 

9- به ویژه تا قبل از انتخاب و ازدواج از همراهی در استعمال سیگار یا قلیان، به ویژه در میهمانی‌ها و سایر اماکن عمومی جداً بپرهیزید، درست است که از شما و همراهی‌تان لذت می‌برد، اما به شما به چشم یک شاگرد راننده کامیون نگاه می‌کند و نه یک دختر خوب، باوفا، با محبت، لطیف و ظریف و جذاب.

 

 10- خلاصه آن که سعی کنید یک دختر، منطبق با تمامی مشخصه‌ها و ویژگی‌های یک دختر واقعی باشید. نه مانند دخترهای سریالی با ویژگی‌های مصنوعی و القایی کارگردانان فمینست و آن هم از نوع جهان‌سومی. نه هندی بازی در بیاورید و نه خود را منطبق با ارزش‌های امریکایی و اروپایی جلوه دهید. این مشخصه‌ها و ویژگی‌ها برای از بین بردن فرهنگ ازدواج، بدبخت و آواره کردن دخترها، ازدیاد فساد، فحشاء، گسترش طلاق زودرس و در راستای مردسالاری به سبک غربی است. صدایش را در نمی‌آورند و نامش را «فمینیسم» گذاشته‌اند.

 

اگر خودتان باشید، بسیار جذاب‌تر خواهید بود و امکان یافتن زوجی مناسب و مطلوب و به دست آوردن زندگی، سعادت و آرامشی واقعی و پابرجا برای شما بیشتر میسر خواهد بود. باور کنید راست می‌گم.

 

نمی‌خواهم بگویم مطالب فوق را بخوانید و سپس به ده دخترخانمی که می‌شناسید توصیه کنید که آن را خوانده و به ده نفر دیگر بدهند، اگر این کار را بکنید تا ده روز، یا ده ماه، یا ده سال دیگر ممکن است خواستگار خوبی پیدا کنند و اگر انجام ندهند به ده بلاهای شوهر سوز مبتلاء می‌گردند، اما خوب است مراتب را به اطلاع سایر گرامیان «دم بخت» یا «منتظر بخت» نیز برسانید.

 

منبع: رجانیوز


آقا پسرها...

سه شنبه 4 مرداد 1390

نوع مطلب :فرهنگی، اجتمایی، 

آقا پسرهایی که دنبال یافتن دختری خوب برای همسری هستند نیز ضمن رعایت همه‌ی اصول و توصیه‌هایی که در فرهنگ غنی اسلام شده، مثل: ازدواج با کفو (همتا)، با خوش اخلاق، اکتفا نکردن به ظاهر، پرهیز از اصراف‌گرایی و تجمل و ...، به نکات ذیل که متأسفانه به خاطر القائات و فرهنگ‌سازی‌های سینمایی و سریالی بسیار رایج شده است، دقت کنند:
1-      دختر خانم‌ها (از هر فرهنگ و ملیتی که باشند) نیز به هنگام ازدواج به دنبال همسری می‌گردند که مرد زندگی آنها باشد. لذا از ادا و اطوارهای زنانه‌ی مردان سریالی به شدت پرهیز کنید. زیر ابرو برداشتن، نازک حرف زدن، لوس شدن، ناز دخترانه کردن، با سر انگشت دست دادن، لک‌های صورت را با پودر آرایشی پوشاندن، انگشتر و زنجیر طلا انداختن ... و خلاصه همه‌ی این اموری که برای دختر خانم‌ها حسن و زیبایی و لطافت است، برای شما قبیح است و دخترهای خوب اصلاً نمی‌پسندند.
 
2-      دخترها‌ی خوب حتی اگر به لحاظ مالی و یا سطح تحصیلات افضل از شما باشند، به دنبال مردی می‌گردند که بتوانند به او تکیه کنند. اصلاً به پیام‌های القایی این سریال‌های فمینیستی که زنان را مدیر و مدبر و مردان را زی‌زی‌های وابسته نشان می‌دهند توجه نکنید. مرد باشید و خود را پایدار و محکم و قابل تکیه بسازید و نشان دهید و بدانید که «عقل و درایت» قابل تکیه است و نه اداها و اطوارها. دخترهای خوب نیز پسر عاقل و محکم (مرد) را می‌پسندند، نه این «اشباه الرجال» سریالی را.
 
3-      اگر می‌خواهی دخترانی را متوجه خود کنی تا از میان آنها دختر خوب و مطلوبی را برای ازدواج انتخاب کنی، به ظاهرت هم خیلی دقت کن. تمیز و خوش‌بو کافیست. لازم نیست مثل عکس ژورنال‌ها یا خوانندگان روی سن یا بازیگران پشت دوربین یا مجسمه‌ی مد‌های جدید باشی. باور کن این که شلوار فاق کوتاه بپوشی و مرتب خم بشی تا بند پهن شورتت با مارکش پیدا شود، یا یقه‌ات را تا زیر سینه باز کنی، یا اگر احیاناً هیکل مناسبی داری، تی‌شرتی تنگ و نازک بپوشی که آستینش بالای بازو باشد و حتی وقت برداشتن یک شاخه گل که هیچ وزنی ندارد، چنان بازو بگیری که عضلات ساعدت و گردنت هم بیرون بزند و ...، نه تنها هیچ جاذبه‌ای برای یک دختر مطلوب برای ازدواج ندارد، بلکه حالش هم به هم می‌خورد. باور نمی‌کنی از خودشان بپرس.
 
4-      متأسفانه بسیار دیده شده برخی از آقا پسرها، وقتی با دختری آشنا می‌شوند – مثلاً مقدمات انجام شده و ارتباطی مشروعی برای شناخت بیشتر برقرار کرده‌اند - همه‌ی مردانگی خود را با تند‌گویی، پرخاش‌گری، به کار بردن کلمات رکیک - حتی فحش دادن، کنف کردن، اخم و تخم ... و حتی قهر کردن مکرر به نمایش می‌گذارند! عزیز دل برادر، گوش دخترها بیشتر از چشم‌شان تأثیر پذیر است. خوب قشنگ حرف بزن و حرف قشنگ بزن. در خیابان زیاد دیدم که پسری جفنگ، دختری بسیار زیبا، افتاده، مطیع و ... را به دنبال می‌کشد و به او می‌گوید: «خاک بر سر خرت کنن، خوب راه بیا دیگه»! دختر بدبخت هم در حالی که پاشنه‌ی کفشش درآمده، دنبال او گریه‌کنان می‌دوید. با خودم گفتم: پسر و دختر هم، پسر و دخترهای قدیم. این پسرها چقدر الفاظ و اشعار شاعرانه حفظ می‌کردند تا به دختر بگویند؟! اما الآن ... .
 
5-      عزیز دل برادر، فریب جاذبه‌های ظاهری را نخور. همان‌طور که هر پسر بد رفتاری، هر غلطی هم که کرده باشد، به وقت ازدواج یک دختر آفتاب و مهتاب ندیده می‌خواهد، هر دختری هم برای ازدواج یک پسر عاقل، مؤمن، مؤدب، سالم و پاک را ترجیه می‌دهد. لذا حتی دختر نامطلوب نیز برای ازدواج و یا دست کم «نا همتا» در جذب چنین پسری می‌کوشد، چه رسد به دختر خوب و مطلوب. و چون اولین حربه‌ی دخترهای این تیپی برای به دام انداختن، جاذبه‌های زنانه است و نیز می‌دانند چنین پسران پاکی با اولین نگاه همه‌ی وجودشان به لرزه می‌افتد و سریع خود را می‌بازند، با تمام ظاهری که اصلاً به شما نمی‌خورد، جلو آمده یک سلام می‌دهند و یک سؤال می‌کنند. مثلاً ببخشید ساعت چنده؟ بعد یک نگاه با یک مرسی ظریف. دیگه خر بیار و باقالی بار کن. نتیجه همین می‌شود که می‌بینید. آقا پسری که در همین سن کم جای مهر روی پیشانی‌اش نقش بسته، با خانمی تمام آرایش کرده و جذاب برای همگان در خیابان راه می‌افتد! می‌پرسی: آقا شما را با ایشان چه کار؟ با خجالت و افسوس، آهی از نهاد بر می‌کشد و می‌گوید: ببخشید، خانم بنده هستند!
 
پس عزیز دل برادر، باز هم می‌گویم، دخترهایی که با نمایش بدن یا با سایر جاذبه‌های جنسی سعی در جلب توجه تو را دارند، به دردت نمی‌خورند. آنها را رها کن تا با همتای خود ازدواج کنند.
 
6-      مکان و شیوه‌ی همسریابی، دو اصل مهم است که اگر مورد توجه جدی قرار نگیرد، از همان ابتدا زندگی را تلخ می‌کند. یکی ‌گفت: می‌گویند زندگی مانند یک پیت است که یک وجب اولش عسل است (ماه عسل و اوایل زندگی)، اما بقیه‌اش چیزهای تلخ و بد مزه و بد بو است (اسم نمی‌آورم)، اما پیت زندگی من را بر عکس دستم داده‌اند و هر چه می‌خورم به آن بخش یک وجبی عسل نزدیک هم نمی‌شوم!
 
آقا پسر خوب، ای مرد عاقل در شرف ازدواج، دقت کن: پارک، سر کوچه، کافی‌شاپ، میهمانی‌های مختلط آن چنانی یا خدایی ناکرده پارتی و ...، هیچ مکان مناسبی برای یافتن همسری خوب و ایده‌ال نیست، هر چند که برق دلبریایی دختران شرکت کننده چشمت را کور کند. اگر اینجاها کسی را پیدا کردی، بعداً خواهی گفت: کاش کور می‌شدم و نمی‌دیدم.
 
چشم‌چرانی هم شیوه‌ی مناسبی برای همسر یابی نیست. در این امر مهم چشم سر باید بسته باشد و چشم عقل و بصیرت باز و تیز بین باشد. وگر نه پیت عسل برعکس نصیبت می‌شود.
 
7-      در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی ما (به لطف کارگردانان فمینیست)، غالباً مردها بی‌سواد، بی‌عرضه، بی‌عقل، بی‌اخلاق، بی‌همت، بی‌حوصله، بی‌ذوق، بی‌هنر، بی‌همت ... و در یک جمله واقعاً «بی همه چیز» هستند. حتی کودکان نیز از پدران و شوهران بیشتر می‌فهمند و به آنها [در آگهی‌های تلویزیونی] یاد می‌دهند که چگونه در مصرف گاز احتیاط کنند، در مصرف آب و برق صرفه‌جویی کنند، در کدام بانک سپرده بگذارند، برای آتیه فرزند کدام بیمه را برگزینند و ...، بدیهی است وقتی جای زن و مرد عوض شد، دخترهای سریالی نیز مجبور می‌شوند که جور چنین مردهایی را بکشند، با سواد باشند، اجتماعی باشند، مدیر و مدبر و کاری باشند، عاقل باشند و مرتب خرابکاری‌های خانوادگی و اجتماعی مرد را جبران کنند، به او امید و انگیزه دهند، بدهی‌هایش را پرداخت کنند، دنبال خانه‌ی مناسب جهت خرید یا اجاره بگردند، از پس‌انداز، یا کمک پدر یا وام بانکی قسط خانه را بدهند و ... (؟!) خلاصه فریب این تبلیغات را نخور و مرد باش. دخترای خوب این الگوهای سریالی را نمی‌پسندند و به دنبال شوهر واقعی هستند.
 
8-      دختر‌ها، بیشتر از آن که باور کنند، دوست دارند که باور کنند (شاید هم به همین خاطر به رغم احساس زرنگی، زود گول می‌خورند)، لذا سعی کن برای خودنمایی و جذب، دروغ نگویی، وعده‌ی تو خالی ندهی و آینده‌ی رؤیایی ترسیم نکنی. چون اگر می‌داند این حرف‌ها پشتوانه‌ای ندارد، اما سعی می‌کند باور کند و همین امر دلیل می‌شود که متوقع تحقق وعده‌هایت باشد و حق هم دارد.  دنیا رو می‌زیزم به پات، اولش نان و عشق می‌خوریم و بعد برایت ویلا و برج می‌سازم، و ... حرف مفته، اجاره خونه رو هم نمی‌تونی بدی.
 
9-      یکی از روش‌های دخترها برای [به اصطلاح] طور کردن پسرهای خوب و ساده لوح این است که تا فرصتی برای گفتگو پیدا می‌کنند، خود را اسیری بی‌پناه در سیاه چال پدری ظالم، برادری جاهل و مادری ناتوان و مظلوم نشان می‌دهند. اصلاً باور نکن. اینها بیشتر فیلم هندی می‌بینند. می‌خواهند احساس زوروئی پسر را تحریک کنند تا بگوید: «هر چه بتوانم برای نجات تو از این سیاه چال انجام می‌دهم و روزی با یک اسب سفید می‌آیم و تو را فراری می‌دهم». بعضی وقت‌ها هم سعی می‌کنند رگ غیرت پسر را بجنباند و نمایش می‌آیند که فلانی مزاحم من است، به زور می‌خواهند مرا به پسر عمویم که مرد خشن، کلاهبردار و زن‌بازی است بدهند، پدرم می‌گوید حتماً باید از ایران بروی و ... . خلاصه اینها را هم اصلاً باور نکن، چون دخترهای خوب و مطلوب برای ازدواج و همسری، اساساً به این شیوه‌های فیلم‌ها و سریال‌‌های ایرانی با ژانر و سبک هندی متوسل نمی‌شوند. 
 
 10-      اگر ساعت دو بعد از ظهر، تو ظل آفتاب و گرمای 38 تا 42 درجه یا سرما و برف و بوران دیدی که دخترکی مثل شب‌نشینی‌های کلوپ‌های فرنگی، صورت خودش رو زیر ریمل، رژ، کرم پودر و ... گم کرده و بوی عطرش رگ‌های بینی‌ات رو پاره می‌کنه، رویت را برگردان و فریب نخور. او اصلاً دختر مناسبی برای ازدواج نیست. نه این فکر کنید خدایی ناکرده دختر بدی است، خیر. بلکه دختر سبک عقلی است و در زندگی بیچاره‌ات می‌کند. دخترای عاقل و اهل زندگی، هیچ وقت این‌طوری در خیابان و مجامع ظاهر نمی شوند. آخر خرید سیب‌زمینی و پیاز تو بازار تره بار، یا فراگیری زبان انگلیسی تو آموزشگاه، یا ایستادن در خیابان به انتظار یک تاکسی جوانمرد که فقط دربستی سوار نکند، که این همه آرایش نمی‌خواهد. اگر کار خوبی بود، اروپایی‌ها که سازندگان و صادرکنندگان اصلی این لوازم هستند، خودشان استفاده می کردند.

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355877


رهبرا...

سه شنبه 4 مرداد 1390

 

ای رهبر عزیزتر از جانم....

 

در راه اسلام ،در راه تو و در راه احیای ارزش های اسلامی و فرهنگی جامعه گوش به فرمان

شما هستیم...

اشاره ی ابرویی کنید این شهر غرق فساد را از لوث وجود اشرار و مزاحمین نوامیس پاک

خواهیم کرد...

دلمان گرفته است از عملکرد دستگاه های انتظامی و قضایی... از بعضی ها که فقط بلدند حرف

بزنند و  عملی در کار دستگاه مربوطشان نمیبینیم.... آقایان مسول!! والله قسم شما

 در آخرت باید پاسخگو باشید که در در دوران ریاست شما بر دستگاهی، متجاوزان به نوامیس ،

اشرار که لقمه ی حرام و شهوت تمام وجودشان را گرفته و به پاک ترین بندگان خدا وحشیانه

 حمله میکنند در خیابان راست راست راه میروند.... اگر شما در اجرای احکام الهی مصلحت

اندیشی و تعلل دارید ، ما نداریم. با احدی عهد اخوت نبسته ایم و با کسی تعارف نداریم.

اگر شما بلد نیستید اشرار را " بتکانید" ما بسیار خوب بلدیم اشرار را " بتکانیم و بترکانیم"...

 اگر شما برخورد قهر آمیز و عبرت آموز بلد نیستید ما استاد اینجور برخوردهاییم....

 ولی چه کنیم که به ما یاد داده اند گوش به فرمان سید و رهبرمان امام خامنه

ای باشیم.... بدانید معظم له اشاره ای کنند حرکت انقلابی و مقتدرانه ی سر  بازان و

بسیجیان و فرزندان گمنام و غیرتمند این شهر را خواهید دید...

 

در راه ولایتش چه باک  گر سرم رود...

ما از بچگی اینگونه تربیت شده ایم.... رهبرا... عشق به تو در خونمان و در وجودمان جاریست....

اللهم عجل لولیک الفرج...


دیروز... امروز... فردا...

جمعه 31 تیر 1390

نوع مطلب :مذهبی، 

دیروز


افتاده بودند به جان زنها. با باتوم و گلوله. چادر از سرشان می‌کشیدند. دستور رضا خان بود. برای گشودن دروازه‌های وطنم به روی استعمار خاک و اندیشه‌ام، چادر لطیف مادرانم سد محکمی بود. آنقدر که برای شکستنش دست به دامان گلوله شدند. آنقدر که بسیاری از مادرانم خون دادند تا بماند این سد. تا بماند حرمت این حریم...
......................................................................................................................
امروز


مژه‌های سنگین از ریملش را به ناز باز می‌کند. لبهای حجیم و سرخش به لبخندی نرم گشوده می شود. با صدایی حرف می‌زند که نم نم هوش از سر مرد می‌پرد. چند بار دیگر پلک می‌زند تا سایه براق پشت پلک‌هایش را کاملا به رخ بکشد و بعد پشتش را می‌کند به مرد و چادرش مثل شنل جناب زورو با بازی باد می‌رود بالا و بالاتر...

مرد رد قدم هایش را می گیرد. هنوز مردد است که دنبالش برود یا نه که تیتراژ فیلم بالا می‌آید.
.......................................................................................................................
باز هم امروز


نشسته روی صندلی متهم. دارد اعتراف به قتل شوهرش می‌کند. هفته‌ی پیش زن دیگری در جای او نشسته بود و از قاچاق مواد مخدر می‌گفت. هفته‌ی قبل ترش هم دختری نشسته بود که در پارتی‌های آنچنانی گرفته‌بودندش. صدای تلویزویون هم که قطع باشد و اعترافاتشان را هم که نشنوی از چهره‌های شطرنجی شده‌شان می‌فهمی خلافکارند. تمام چهره‌شان‌ به جز چادرهایی که بر سر دارند شطرنجی شده‌است.

...............................................................................................................................
فردا

جناب آقای رسانه‌ ملی! به فردای چادرهای مادرانمان رحم کن! مارا به خیر شما که دیگر امیدی نیست. لااقل شر مرسان


دخترم.....

جمعه 31 تیر 1390

دخترم با تو سخن می گویم
گوش کن ، با تو سخن می گویم
زندگی در نگهم گلزاریست
و تو با قامت چون نیلوفر
شاخه پر گل این گلزاری
من در اندام تو یک خرمن گل می بینم
گل گیسو ، گل لب ها ، گل لبخند شباب
من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم
گل عفت ، گل صد رنگ امید
گل فردای بزرگ
گل فردای سپید

می خرامی و تو را می نگرم
چشم تو آینه روشن دنیای من است
تو همان خرد نهالی که چنین بالیدی
راست چون شاخه سر سبز ، برومند شدی
همچو پُر غنچه درختی ، همه لبخند شدی
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش
همه گلچین گل امروزند
همه هستی سوزند
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد
آنکه گِرد همه گلها به هوس می چرخد
بلبل عاشق نیست
بلکه گلچینِ سیه کرداری است
که سراسیمه دوَد در پی گلهای لطیف
تا یکی لحظه به چنگ آرد و ریزد بر خاک
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک
تو گل شادابی
به ره باد مرو
غافل از باد مشو
ای گل صد پر من
با تو در پرده سخن می گویم
گل چو پژمرده شود ، جای ندارد در باغ
گل پژمرده نخندد بر شاخ
کس نگیرد زگل مرده سراغ
دخترم ، با تو سخن می گویم
عشق دیدار تو بر گردن من زنجیری است
و تو چون قطعه الماس درشتی کمیاب
گردن آویز بر این زنجیری
تا نگهبان تو باشم ز حرامی در شب
بر خود از درد بچیچم همه روز
دیده از خواب بپوشم همه شام
دخترم ، گوهر من
گوهرم ، دختر من
تو که تک گوهر دنیای منی،
دل به لبخند حرامی مسپار
دزد را دوست مخوان
چشم امید بر ابلیس مدار
دیو خویان پلیدی که سلیمان رویند ،
همه گوهر شکنند
دیو ، کی ارزش گوهر داند
نه خردمند بود ،
آنکه اهریمن را ،
از سر جهل ، سلیمان خواند
دخترم ، ای همه هستی من
تو چراغی ، تو چراغ همه شبهای منی
به ره باد مرو
تو گلی ، دسته گلی ، صد رنگی
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی
خویش را خوار مبین
آری ای دخترکم
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس
پیش گلچین منشین
تو یکی گوهر تابنده بی مانندی
خویش را خوار مبین
آری ای دخترکم
ای سراپا الماس
از حرامی بهراس
قیمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس


مناجات

دوشنبه 27 تیر 1390

 خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نا بخشودنی است.

خدایا نگذار که دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه است.

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.

خدایا مرا از بلای غرور و خود خواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا دنیا و نا پایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق جهان خاکی مرا از یاد تو دور نکند...

از مناجات های شهید چمران



فرشته های زمینی

یکشنبه 19 تیر 1390

نوع مطلب :مذهبی، 

خواهرم! اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفای مهیب برخوردار است. پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است. پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس دار تا خود در آرامش بمانی
)  ای به برترین حجاب آراسته! ای به کمال پوشش راه یافته که با کاسبرگ حجابت چون غنچه های نوشکفته روگرفته ای! چادر تو لبیک خالصانه به پیام حضرت معبود است که جز در پرتو عشقش به انتخاب آگاهانه آن نتوان رسید

ای ساکن دیار حجب و حیا! چه عارفانه به میدان آمده ای! پوشش دینی تو دل پاکان روزگار را به شوق آورده است. چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زره میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زره میدان جهاد اکبر.


ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته ای! دانسته بودم که عاشق انتخاب هایش را به معشوق وامی گذارد  و دیدیم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک باد که حجاب اسلامی لباس عشق به خداست

ای به زینت حجاب آرسته ای! ای به مقام عفاف باریافته که چون فرشته ای بر اریکه پاکی نشسته ای! صولت حجابت چشم ها را خاضع کرده است و سطوت حیائت دل ها را آرام کرده است. بگذار بگویم که تحقیر هوس ها بزرگت ساخته است. شکر خدای را که اینگونه خواسته است.

 
 

 


ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

یکشنبه 19 تیر 1390

نوع مطلب :متن ازاد، 

یک داستان کوتاه و شاید واقعی!

 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:
ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

 

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟

 

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:
خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.

 

مرد خشکش زد ... 
همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...



فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها

[cb:blog_title]

[cb:blog_title]
[cb:blog_slogan]


نورالمهدی
فدائیان رهبری start logo cod-->
*آرمان های اینجوری*
زندگی با قرآن
حدیث
حدیث




بوی محرم :





Powered by WebGozar